دات نت نیوک
Menu

نمایش خبر

مرز تصویرسازی و کاریکاتور کجاست؟/کاظم طلایی

منتشر شده در شنبه, 10 مهر,1400

مرز تصویرسازی و کاریکاتور کجاست؟/کاظم طلایی

کیهان کاریکاتور/ سال دوازدهم/ شماره139-140

بی شک، کسانی که در عرصه مطبوعات، به ویژه در نشریات کودک و نوجوان فعالیت دارند، با نظیر این جملات :« این مقاله نیاز به یک تصویر طنز دارد» و یا «کار شما به نقاشی نزدیک تر است تا به تصویرسازی» سر و کار داشته اند. به راستی، حد و مرز تصویرسازی و کاریکاتور کجاست؟

آیا تصویری که حاوی طنز و اغراق باشد، در حیطه ی کاریکاتور قرار می گیرد؟ چه اثری را «نقاشی» و چه اثری را «تصویرسازی» می دانیم. حد و مرزهای«تصویرسازی»، «نقاشی» و حتی«گرافیک» چگونه مشخص می شود و آیا لزومی برای تفکیک آن ها وجود دارد؟ فصل اشتراک یا افتراق آن ها را چگونه می توان تعریف کرد؟ آیا لزوماً کاریکاتوریست ها می بایست در زمینه ی تخصصی خود فعالیت کنند یا نقاشان از عهده تصویرسازی نیز بر می آیند و اساساً آیا نقاشی یک نوع تصویرسازی نیست؟

در ریاضیات موضوعی با عنوان «حد» داریم. «حد» دو عدد، فضای خالی میان آن دو است که با اضافه کردن درصدی، این دو عدد می توانند به هم نزدیک یا دور شوند. اما، هیچ گاه به هم نمی رسند. این موضوع ذهن ما را به درک فواصل میان رشته های هنری نزدیک می کند.

در مورد«تصویرسازی» باید گفت هرگاه فرم و رنگ و سطح در خدمت موضوعی(تخیلی،علمی،تاریخی و غیره) قرار بگیرند و در القای مفهومی به ما کمک کنند یا انگیزه پی گیری موضوع مورد مطالعه را بیشتر سازند، آثاری به وجود می آیند که در محدوده ی«تصویرسازی» قرار می گیرند.

               

 

اما کاریکاتورکه خود به شاخه های مختلفی تقسیم می شود، با به کارگیری فرم و رنگ و استفاده از اغراق سعی در بیان طنزآمیز و کنایه وار به موضوعات مورد نظرش دارد.سه رشته نقاشی، تصویرسازی و کاریکاتور دارای تقسیماتی اند که برای هر یک معانی و تعاریفی ذکر شده است. اما آنچه در این مختصر می آید، برداشت کلی از این سه رشته است. اساساً تصویرسازی، ساختن تصویر برای منظوری است که بتواند محتوای یک مطلب علمی و یا یک موضوع تاریخی یا یک داستان تخیلی را به مخاطب منتقل کند. البته فرم و اجرای تصویر بسته به گروه سنی مخاطبان متفاوت می شود. زمانی که می خواهیم مطلب طنزآمیزی را به مخاطب بازگو کنیم، به همان نسبت این تصویرسازی ما متفاوت می گردد و زمانی هم که داستان های تخیلی به تصویر کشیده می شوند، تصویرگر از کاریکاتور و گاهی از ابزارهای رنگ و نقاشی بهره می برد تا تصویر بیافریند که اغراق و دفورمه کردن عناصر در آن، بیان جدیدی را ارائه کنند. تصویرگر تلاش می کند با اضافه کردن جوهر رنگ و ایجاد فضای غیر معمولی تصویر را درخدمت خلق محتوای یک رمان یا داستان تخیلی درآورد که این امر در اغنای فضای ذهنی مخاطب کمک بسزایی می کند. در واقع، این رشته ها دائماً در حیطه ی کار خود از ویژگی و نمودهای رشته های هم مرزشان وام می گیرند و وام می دهند و این داد و ستد دائماً در حال انجام است. آن ها به این شکل حیطه ی عملکرد خود را گسترش می دهند. مدتهاست تولیدکنندگان کتاب های درسی و آموزشی به دنبال روش ها و سبک هایی هستند تا از تصویرسازی به شکل مطلوبی در جهت انتقال مفاهیم آموزشی بهره بگیرند. آنچه نزد علمای تعلیم و تربیت و مولفان کتاب های درسی، به خصوص در کشورهای پیشرفته دیده می شود، استفاده از عناصر کاریکاتور در تصویرسازی های آموزشی برای کودکان و نوجوانان است. استفاده از خطوط لرزان، رنگ های شفاف و جذاب و به کارگیری اغراق در حد مطلوب، باعث شده است کتاب های درسی از حالت خشک و کسل کننده خارج شوند و انرژی مضاعفی را در مخاطبان ایجاد کنند.

زمانی که نقاش از بیان تصویری برای انتقال مفاهیم بیرونی سود می جوید و خود را ملزم به انتقال مفهومی می کند، یا بهتر بگوییم کار را به سرعت سفارش انجام می دهد، در واقع به دنیای تصویرسازی وارد می شود. در مورد کاریکاتور هم این اتفاق می افتد که نمونه های بارز آن شهرت جهانی دارند. کوئنتین بلیک که برنده ی جایزه هانس کریستین اندرسن نیز است، فرم ها و نوع رنگ آمیزی آزاد و با جسارت را از کاریکاتور وام می گیرد و در کمترین ضربات قلم و تاش رنگ به غنی ترین تصویرها می رسد که این همه در خدمت بیان موضوعی است که به طراح سفارش داده شده است. قبل از کار، ارتباط نزدیک با نویسنده و همسویی با او سبب می شود این ارتقا در عالی ترین سطح ممکن روی دهد.

                

از تصویرسازانی که از دنیای نقاشی پا به دنیای تصویرسازی گذاشته اند. یکی جیمز گراهام انگلیسی است که به شکلی بدیع تکنیک های مدرن نقاشی را در خدمت ساخت تصویر می گیرد. نکته ای که باید در اینجا به آن اشاره کرد این است که تصویرسازی یکی از شاخه های گرافیک محسوب می شود، اما در دو دهه ی اخیر به دلیل توجه و تنوع مخاطبان، این رشته به سمتی پیش رفته است که خود را یک حیطه ی مستقل با شاخه های داخلی خود معرفی می کند. دید تصویرسازان از دریچه ی گرافیک منجر به ارائه کارهای بسیار خاص و ویژه شده است. گویی نوع گویش به یکباره متفاوت، تاثیر گذاشته است. تقسیم بندی های گرافیکی استفاده از رنگهای تخت و رنگ مکمل و متضاد و فضاسازی های ساده و رنگ های تمپلات منجر به تولید تصویرهایی می شود که وام گرفته شده از دنیای گرافیک و قدرت ارتباطی آن است. کیوتا پاکوسا نیز از جمله افرادی است که علاوه بر استفاده از تکنیک ها و نگاه گرافیکی در تصویرسازی، از ابزار چاپ و صحافی با نگاه ویژه اش بهره می برد و محصولی می آفریند که بسیار متفاوت و تاثیرگذار است.

می بینیم که رشته های مختلف هنرهای تجسمی در جهت اهداف خود چگونه از هم بهره برداری بهینه می کنند و همسو با نگاه تصویرگران، شکل های نوینی را به خود می گیرند. اما آنچه به عنوان پایه و اصل در میان این هنرمندان مد نظر قرار میگیرد، این است که مخاطب شناسی و دست یافتن به تصاویر برای آنان حرف اول و آخر را می زند. بنابراین، ابزار تنها در خدمت ساخت تصویر انتخاب می شوند. در واقع استفاده ی به جا از نوع نگاه کاریکاتوریست ها، نقاشان، مجسمه سازان و گرافیست ها است که در یک ذهن پویا و ظریف تبدیل به ساخت تصویری می شود که می گوییم این نه نقاشی، نه کاریکاتور و نه گرافیک است، بلکه یک تصویرسازی خوب و موفق است.

رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه
نظرات (0)تعداد نمایش ها (135)
Print
برای دادن نظر لطفا وارد شوید و یا ثبت نام کنید

انتخابگر پوسته

دی ان ان فارسی , مرجع دات نت نیوک فارسی